حسن سيد اشرفى

18

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

ج : مىفرمايد : اين توصيف يعنى مفهوم را وصف دلالت قرار دادن احيانا از باب توصيف به حال متعلّق موصوف مىباشد . « 1 » 6 - حقيقت نزاع در ثبوت مفهوم و عدم ثبوت مفهوم در چيست ؟ « 2 » ( و قد انقدح . . . ام لا ؟ ) ج : مىفرمايد : از آنچه كه در بحث مفهوم گفتيم روشن مىشود : نزاع در ثبوت مفهوم و

--> ( 1 ) - يعنى اينكه گفته مىشود : دلالت يا منطوقى و يا مفهومى است . اسناد مفهوم و منطوق به دلالت ، اسناد حقيقى نيست بلكه اسناد مجازى است . چرا كه گاهى چيزى را به چيزى نسبت مىدهند به اعتبار متعلّق آن چيز . در اينجا نيز متعلّق دلالت عبارت از مدلول و معنا بوده و نسبت دادن مفهوم و منطوق به دلالت به اعتبار متعلّق دلالت كه مدلول و معنا بوده مىباشد . مثلا جريان را به ناودان نسبت داده و گفته مىشود : ناودان جارى است « جرى الميزاب » حال آنكه آب است كه جريان دارد . نسبت جريان به ناودان به اعتبار متعلّق ميزاب كه آب بوده ، مىباشد . ( 2 ) - بحث است كه نزاع در مفاهيم آيا نزاع ، كبروى بوده و يا نزاع صغروى است ؟ نزاع كبروى : يعنى كسانى كه مىگويند : مفهوم ، حجّت نيست يا مفهوم ، حجّت بوده ، قبول دارند كه جملات شرطيّه ، وصفيّه و يا حصريّه و غايات و مانند آن ، مفهوم داشته و حالا بحث مىكنند مفهوم اين جملات آيا حجّت است يا حجّت نيست ؟ يعنى بعد از قبول مفهوم داشتن اين جملات ، بحث از كبرى مىكنند كه آيا اين مفاهيم حجت هستند يا حجّت نيستند ؟ به بيان ديگر ، بحث در مفهوم داشتن و مفهوم نداشتن اين جملات نيست . زيرا مفهوم داشتن اين جملات ، مفروغ عنه مىباشد . بلكه بحث در حجّيّت بودن مفهوم اين جملات مىباشد . چنان كه ظاهر كلام « قوانين الاصول 1 / 171 » چنين است . نزاع صغروى : بحث از حجّيّت مفاهيم نبوده و نزاع صغروى است . يعنى مفاهيم ، حجّت هستند ولى بحث از اين است كه آيا جملات شرطيه ، وصفيّه و غيره اصلا مفهوم دارند يا نه ؟ به عبارت ديگر اين جملات داراى خصوصيّتى به واسطهء وضعشان يا اطلاقشان در منطوقشان ( در پاورقىهاى قبلى توضيح داده شد ) مىباشند كه مستلزم انتفاء عند الانتفاء باشند يا داراى چنين خصوصيّتى نيستند ؟ زيرا اگر داراى چنين خصوصيّت و مفهومى باشند حجّيّت نيز دارند . به دليل آنكه مفهوم از مداليل كلام بوده و مدلول كلام ، حجّت است .